(69)مسخره گر سخت کیفر میشود!!!
دانشگاه هست و این جشن هاش و جا به جایی ساعت و مکان جشن در آخرین لحظه!
با اینکه دوست نداشتم ولی رفتم...
هیچ نکته جالبی نداشت٬ شاید چون من دنبال نکته جالبش نبودم!
دوتا نکته باحال داشت که باعث شد یه کوچولو بخندیم
یکی تیپ جدید همکلاسیمون بود!
احساس میکنه برادر کوچیکه ی محمدرضا گلزار هست!
با اون ناخن های بلندش اه!
خدایی پسرا چجوری شخصیتشون اجازه میده ناخن هاشون رو
....... اه
من شخصا خیلی با این همکلاسی مشکل دارم
چون خیلی فضای دانشگاه رو برای من سخت و اعصاب خورد کن کرده بود یه زمانی.
واسه همین همیشه دارم مسخره اش میکنم! ![]()
با همه وجودم کیفرشو به جون میخرم ولی بذارین فعلا یه ذره دلم خنک بشه![]()
البته تو جشن من مسخره اش نمیکردم فقط همه
از اطراف سالن پا میشدن میومدن پیشم میگفتن ببین چقده خوشتیپ زده![]()
بعدم کلی میخندیدن و میرفتن![]()
جالبیش هم این بود که من خنده هاشونو با یه لبخند زوری جواب میدادم![]()
حوصله مسخره کردن این موجود ناشناخته هم نبود!
نکته باحال دومش هم این بود که یه هفت هشتا از پسرامون
از اول جشن شیطونی میکردن خیلی هم حراست بهشون گیر میداد
ولی دمشون گرم آخر جشن ملت رو گذاشته بودن سرکار![]()
میخواستن از رتبه های برتر تقدیر کنن بعد نصفه بیشتر این رتبه ها در سالن حضور نداشتن
این آقای مجری هر اسمی که میخوند این هفت هشت نفر دست میزدن
و آخرین نفرشون بلند میشد انگاری اسم اونو خوندن![]()
وای جدا خیلی با حال بود کل مسولین رو اسکل کرده بودن...![]()
تا آخرین اسمی که خونده شد اینا همین کارو کردن و بدون استثنا این مجری باورش میشد
ومیگفت انگاری تشریف دارن و همه بهش میخندیدن...![]()
فکر کنم بعد از جشن خودکشی کرده باشه از دست این پسرامون!![]()
.........................................
پ.ن:۱۳ ماه!!! کسری خدمت واسه ...خوری در بسی*ج
کی باورش میشه؟؟؟ خدا ازتون نگذره![]()