(25)پاییز...

عد از نوشت:همه پستمو نوشتم بعد همه پاک شد٬دوباره می نویسم
توی ایستگاه اتوبوس منتظر نشسته بودم ...داشتم فکر میکردم
"زرد است که بازیچه ی منطق شده است                تلخ است که لبریز حقایق شده است
شاعر نشدی اگر نه می فهمیدی                        پاییز بهاریست که عاشق شده است"
 نمیدونم چی شده این برگا انقده زود زرد شدن دلم به حالشون می سوزه
ببین چجوری زیر پای ما آدما له میشن طفلکی ها
یعنی اینا هم عاشق شدن که همه اینجوری میزنن تو سرشون!!!
مهم نیست که عاشق کی شدن٬خورشید٬باد یا... مهم اینکه که از اون عزت وسرسبزی
به این ذلت و بدبختی افتادن
................................................
پ.ن:گلشیفته هم رفت...
پ.ن۱:خودتو بذار جای یکی که دو روز "دقیقا دو روز" هست که رفته دانشگاه بعد
داره از دانشگاه میره خونه توی کوچه ی دانشگاه یکی پشت سرش میاد و میگه
ببین من سه روزه که دنبالتم وایسا کارت دارم!!!چه حالی میشی؟؟؟
چقدر باید خنده ات بگیره؟؟؟چجوری حساب کرد که شد سه روز؟؟؟
پ.ن۲:وقتی اسمت اولین اسم توی لیست اساتید باشه چی میشه
۱-همه ی کلاس ساکت میشن تا استاد حضور غیاب کنه
 همه حواسها جمع٬خانم... همه می شناسنت از همون روز اول
۲- حالا اگه این استاد محترم اسمت رو اشتباهی بخونه همه بهت می خندن
۳- برای هرکاری از جمله تمرین حل کردن٬خوندن از روی متن و... شما اولینی
۴-فرقی نمیکنه استاد اسمتو بخونه یا شماره دانشجوییت رو
وقتی میخواد نمرات میان ترم رو اعلام کنه همه می فهمن تو چند شدی
بازم بگم؟؟؟
پ.ن۳:من نمی دونستم با کدوم کلید توی فضای بلاگفا کاما می ذارن...
حوصله هم نداشتم دنبالش بگردم بالاخره امروز یهویی پیداش کردم٬٬٬٬
پ.ن۴: یکی به این زلیخا خانم ما بگه آخر دختر خوب تو عاشقی یا...
منم شدم مدافع حقوق عاشقا...یکی بگیره منووووو
نه تورو خدا خوب این کلمه مقدس رو به گند کشیدن همه..."شاید خودم هم هستم"
این خانمه توی عکس به نظر من خیلی دوست داشتنی خداشو دوست داره
ته نوشت: این مطلب مهم رو یادم رفت بگم
وای خدای من٬ چقدر که من خوشحالم...اگه گفتین چرا؟؟؟
راهنماییتون میکنم...دو روزه با گوش دادن به ۱۲تا تراک دارم خودمو خفه میکنم
من خوشحالم من خوشحالم من خوشحالم چون
با دستای خودم  آلبوم چاووشی رو خریدم ... اونم ۳تا!!!
میبینی خواب نیستم
چاووشی بالاخره مجوز گرفت..باور نمیکنی خوب برو ارجینالشو بخر

(24)درد دل...

ویکتور هوگو:هرگز به کسی که دوسش داری نگو دوستت دارم!!!

آدم همیشه باید حرف بزرگترارو گوش بده...بگذریم

(23) دانشگاه...

اسم دانشگاه رو که میارم یه جوری میشم
اعتراف:شخصا اسم خودم رو به هیج وجه دانشجو نمیذارم دانشگاهم رو هم* قبول ندارم و
البته وقتی پیام نور رشته های فنی مهندسی میگیره دیگه اشکالی نداره دانشگاه ما
از فنی مهندسی یهویی بشه علم وهنر و تجربی بگیره
وقتی دانشگاه قبول شدم نه شیرینی دادم نه هیچی هرجا هم نشستم گفتم به درد نمیخوره
بعدا وقتی شنیدم دختر عموم منو مسخره کرده خیلی بهم برخورد گفتم من که خودم گفتم
دانشگاهمون چرت هست
ت.ا: البته این نظر منه خیلی ها هنوز لیسانس نگرفتن
کلی طاقچه بالا* میذارن و خدا رو بنده نیستناااا....
داشتم میگفتم بد دلمون یه جوری شد...آخ قربونش برم خدا که انقده باحاله
منکه کنکور هنر دادمو هدفم هنر بود به دلیل اینکه توی شهرم رشته هنر نداشتیم نرفتم.
کنکور ریاضی رو الکی دادم
ت.ا: دیپلم ریاضی دارم ولی پیش دانشگاهی رو هنر خوندم
ولی حالا نمیدونم اونایی که دو سال رفتن قلم چی هزار جور کنکور آزمایشی دادنو
خودشونو خفه کردن چرا شدن هم دانشگاهی من
من به دانشگاهمون میگم مدرسه ولی بعضیا"همونایی که مسخره کردن"
 میگن سراسری هستخیلی خوبه
نتیجه: سعی کنید کسیو مسخره نکنید
آقا این چندروزه کلا درگیره حذف واضافه بودم از بس دانشگاه نظم داره
اما اگه بدونید مردم چه سر و دستی میشکنن واسه این غیر دولتی
دلم آتیش گرفت روز ثبت نام بود وای اگه بدونید کلی مردم از سراسر کشور اومده بودن واسه
بچه هاشون...تو این هوای گرم  توی کوچه دانشگاه که نگاه میکردی هرکی یه سایه ای
گیر آورده بود منتظر بچه اش نشسته بود... چقدر مردم خلن ها
بازم دانشگاه شدیدا غیر بومی گرفته... این یکی از نکات مثبت دانشگاه ما هست
تنوع آب وهوایی
.............................................................
پ.ن: سه بار تند بگو" دانشگاهم رو هم"
پ.ن۱: *طاقچه بالا= همون کلاس گذاشتن شما
پ.ن ۲: با عرض پوزش به همه ی دانشجویان عزیز اینا فقط نظر من بود

(22) از جنوب تا شمال...

سلام
نبودم دیگه...یه دفعه نبودم رفته بودم جنوب یادتونه؟؟؟ الان نبودم رفته بودم شمال
چه حالی میدههاااا آدم مرکز کشور باشه بعد به شمال و جنوب سر بزنه
سفر جنوب برام خیلی جالب بود نمیدونم چرا اما کلا بدون هیچ دلیلی مردم جنوب رو دوست دارم
مخصوصا اونایی که چهرهاشون تیره هست....از لهجه اونا هم خوشم میاد...سفر جنوب برای من
اونم برای اولین بار خیلی خوب بود چون کلا داشتم از بودن کنار جنوبی ها لذت میبردم
ت.ا:عروسی پسر داییم بود...اون الان ۶ ساله جنوب زندگی میکنه آخه کارش اونجاست
یه صحنه تلخ داشت که نمیگم شایدم گفتم
اما شمال خداروشکر هواشون خوب بود ولی خیلی خلوت بود هیشکی نبود هیشکی
ت.ا: رفته بودیم واسه کارای داداشم تحویل پروژه و تخلیه خونه...
رفتیم اون یک ورق کاغذ که به خاطرش ۴ سال درس خونده گرفتیمو برگشتیم
خداییش مهندس شدنم چه حالی میده هاااا
دریاهم رفتیم ولی من خوشم نیومد من دریای آروم رو دوست ندارم دوست دارم طوفانی باشی
دوست دارم بزنه به درو دیوار...
...............................................................
پ.ن۱:اون "ت.ا" یعنی توضیح اضافه
پ.ن۳: میبینم که این دخترخاله ی من "ساده" اومده با همتون دوست شده دو روز نبودمااااااا
اومد با همه ی دوستام دوست  شد... خیلی گله خیلی...فقط یه ذره زیادی توف میکنه
پ.ن۴:شامگاه خاموش کجایی؟؟؟
پ.ن۵: عکس بالای وبلاگم خراب شده؟؟؟ میام درستش میکنم
پ.ن۶: براتون دعا میکنماااااااااا
پ.ن۷: من عجیب این عدد هفت رو دوست دارم...شدید