منم مجنون...
منم مجنون آن لیلا که صد لیلاست مجنونش...
...
+
نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۸/۰۶ ساعت 21:20 توسط دلم... |
نه دیگه بروم نیار، که چی اومد بسرم!
نگو خاطرخواهی، چه گلی زد بسرم!
یا به لیلا برسون این دل مجنونو!
یا مداوا کن این، درد بی درمونو!
خانه
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهریور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
تیر ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
اردیبهشت ۱۳۸۸
فروردین ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
شهریور ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تیر ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
اردیبهشت ۱۳۸۷
پیوندها
جلوتر از گرینویچ...(فرناز)
واره های من...(مرجان)
عادت می کنیم...(من!)
سکوت...(فاطیما)
تنهایی های من...(طوبی)
نوشته های خط خطی...(جمجمک)
شاید کمی دورتر...(مریم)
سایه خیال...(فرزانه ناظری)
بانوی نیمه شب...(بانو)
فاتک...(سارا)
5دقیقه...(محمد)
خطوط شکسته ی یک ذهن...(جمجمه)
دست نوشت های یک کدو تنبل!...(آقای کدو)
Small talk...(ساشا)
بی عنوان...(بی نام)
انسان بی دغدغه...(آیلین)
BLOGFA.COM