1.آقای بلاگفا حالم ازت بهم میخوره!
شدیدا قصد دارم از اینجا برم فقط کجا رو هنوز نمیدونم
بلاگ اسکای؟ وردپرس؟ بلاگ اسپات؟ بلاگها؟ ایران بلاگ؟ نمیدونم.
2.آقای فردوسی پور دلم خیلی برات تنگ شده بود.
3.آقای حجاریان من تا قبل از انتخابات که هیچ تا بعدشم نمیدونستم شما کی هستید
ولی امشب واقعا از دیدن شما و حالتون ناراحت شدم.
4. آقای حافظ عزیز میشه هر دفعه میام سراغتون منو سر کار نگذارید.
5.آقای حراست دلم برات میسوزه که مجبوری 5 طبقه رو مدام بری بالا و بیای پایین
دست ازسر  این جوونای مردم بردار،بابا تو دانشگاه چی کار می تونن بکنن که میری
پشت در یه کلاس و یهویی در رو باز میکنی که مچ بگیری؟
6.آقای محترم شما در قبال کاری که کردی مسؤلی!زیر سنگ هم رفته باشی پیدات میکنم
و مجبورت میکنم جواب بدی و بگی چرا اینجوری شد!
7.آقایان قد بلند از دیدنتان در آن بازار شیک و تازه ساخت شهرمان
به شدت به زندگی امیدوار شدیم. از کنارتان که رد میشیدیم ذوق میکردیم
که هنوز چهارتا پسر پیدا میشه که از ما بلندتر باشه!
پ.ن:این آخری رو فقط نوشتم که به عدد هفت برسم زیاد جدی نگیر.

حرف من:

خدایا قادر نیستم خود را به خانه تو برسانم

لطفا

تو خود به خانه من بیا...!!!