(64)من میتوانم،میشود!!! آرام تلقین میکنم...
خدایا من زیبا بودم...خدا من دوست داشتنی بودم...
خدایا چی شد؟؟؟چی به من گذشت که انقدر پژمرده شدم
(من گل نبودم ولی جوونیم گل بود)
خدا من! دیگه زیبا نیستم...خدایا من دیگه خوش فرم نیستم...خدا دیگه صورتم زیبا نیست
خدا چشمای آدم با گودی زیر چشم با چروک های بالای ابرو زشت میشن
خدا میدونم هر شکلی باشم بازم دوستم داری
ولی خدا این حق منه؟؟؟ منی که عاشقتم؟؟؟ منی که همیشه امیدوارم
منی که همیشه واسه آرزو هام یه مثل یه مانند یه مشابه پیدا میکنم
که اگه بهش نرسیدم ناامید نشم
خدا من گلایه نمیکنم!دوست ندارم...خدا من گریه نمیکنم! دوست ندارم
من دوست دارم برات شاد باشم
دوست دارم چشمهای پر از اشکم از سر شوق بگن دوستت دارم نه با دل شکسته
خدا این من این تو!!! خدا من می ترسم
خدا میترسم منم باهات قهر کنم
میترسم منم بگم دعا نمیکنم
خدا منو تصور کن دستمو به یه تار نازک گرفتم خدا اگه اون پاره بشه
پرت میشم ته چاه ناامیدی
خدا اگه پرت شدم خودت ببخش منو...واقعا دیگه کم آوردم
دست خودته میخوای دستمو بگیر نمیخوای هم بشین تماشا کن
من از ته اون چاه بازم دوستت خواهم داشت شک نکن !میدونم شک نمیکنی
ولی دلت میاد واقعا؟؟؟به بقیه بنده هات چی میگی؟؟؟
میگی من یه بنده داشتم که آرزو داشت همیشه شاد باشه
همیشه امیدوار باشه هرچی 4سال چرزوندمش بازم خندید
بازم دلشو به اندک چیز خوش کرد
خودم باعث شدم دلش به یه دلیل کوچیک اندازه ی یه دنیا امیدوار بشه
خودم کمکش نکردم...پرت شد!!!
البته هنوز که پرت نشدم ولی خودت میدونی زمانی هم نمونده
پ.ن:یه روز نوشتم من به همه ثابت میکنم به چیزی که اعتقاد دارم ایمان پیدا خواهم کرد
حالا میگم من امید دارم که بتونم اینو بهتون ثابت کنم
پ.ن1:من غمگین نیستم...من یه عالمه انرژی مثبت هستم
پ.ن2:برای اولین بار از اول تابستون تا حالا دارم یه کتاب میخونم
(یکی ندونه انگاری 1000 صفحه هست)
انقدر به جمله ها و کلمه هاش فکر کردم که باور نمیکنید
البته تا چیزایی که کتابه بهم یاد داده بهم ثابت نشه هیچی ازش نمیگم
ثابت شدن یا نشدنش رو با مورد پ .ن اول اعلام میکنم.
پ.ن3:چقدر خدا خدا کردم...ببخشید خود خدا عادت داره ولی شما ها نه ببخشید دیگه
خدایا چی شد؟؟؟چی به من گذشت که انقدر پژمرده شدم
(من گل نبودم ولی جوونیم گل بود)
خدا من! دیگه زیبا نیستم...خدایا من دیگه خوش فرم نیستم...خدا دیگه صورتم زیبا نیست
خدا چشمای آدم با گودی زیر چشم با چروک های بالای ابرو زشت میشن
خدا میدونم هر شکلی باشم بازم دوستم داری
ولی خدا این حق منه؟؟؟ منی که عاشقتم؟؟؟ منی که همیشه امیدوارم
منی که همیشه واسه آرزو هام یه مثل یه مانند یه مشابه پیدا میکنم
که اگه بهش نرسیدم ناامید نشم
خدا من گلایه نمیکنم!دوست ندارم...خدا من گریه نمیکنم! دوست ندارم
من دوست دارم برات شاد باشم
دوست دارم چشمهای پر از اشکم از سر شوق بگن دوستت دارم نه با دل شکسته
خدا این من این تو!!! خدا من می ترسم
خدا میترسم منم باهات قهر کنم
میترسم منم بگم دعا نمیکنم
خدا منو تصور کن دستمو به یه تار نازک گرفتم خدا اگه اون پاره بشه
پرت میشم ته چاه ناامیدی
خدا اگه پرت شدم خودت ببخش منو...واقعا دیگه کم آوردم
دست خودته میخوای دستمو بگیر نمیخوای هم بشین تماشا کن
من از ته اون چاه بازم دوستت خواهم داشت شک نکن !میدونم شک نمیکنی
ولی دلت میاد واقعا؟؟؟به بقیه بنده هات چی میگی؟؟؟
میگی من یه بنده داشتم که آرزو داشت همیشه شاد باشه
همیشه امیدوار باشه هرچی 4سال چرزوندمش بازم خندید
بازم دلشو به اندک چیز خوش کرد
خودم باعث شدم دلش به یه دلیل کوچیک اندازه ی یه دنیا امیدوار بشه
خودم کمکش نکردم...پرت شد!!!
البته هنوز که پرت نشدم ولی خودت میدونی زمانی هم نمونده
پ.ن:یه روز نوشتم من به همه ثابت میکنم به چیزی که اعتقاد دارم ایمان پیدا خواهم کرد
حالا میگم من امید دارم که بتونم اینو بهتون ثابت کنم
پ.ن1:من غمگین نیستم...من یه عالمه انرژی مثبت هستم
پ.ن2:برای اولین بار از اول تابستون تا حالا دارم یه کتاب میخونم
(یکی ندونه انگاری 1000 صفحه هست)
انقدر به جمله ها و کلمه هاش فکر کردم که باور نمیکنید
البته تا چیزایی که کتابه بهم یاد داده بهم ثابت نشه هیچی ازش نمیگم
ثابت شدن یا نشدنش رو با مورد پ .ن اول اعلام میکنم.
پ.ن3:چقدر خدا خدا کردم...ببخشید خود خدا عادت داره ولی شما ها نه ببخشید دیگه
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۸/۰۶/۲۴ ساعت 3:3 توسط دلم...
|