یک اتفاق خوب!
یک اتفاق خوب!
تکرار میکنم!
یـــــــک اتفاققققققق خوبببببببببببببببب!
یک اتفاقی که با خودش یه عالمه شادی داره
مثل یه لیوان آب خنک تو یه روز خیلی گرم
خیلی بهت انرژی میده
انقده خوب هست انقده خسته شدی انقده پاهات دیگه جون نداره
که هیچی برات مهم نیست
مهم نیست این آب هست یا زهر!
مهم این هست هرچی هست مزه ی آب رو داشت!خنک بود!آرامش بخش بود!
به فرض خیلی تابلو که زهر بوده!فدای سرم!!!! بازم کیف داد
پ.ن:فقط امیدوارم این زهرش کاری باشه,مارو نیمه جون با دست و پای فلج زمین گیر نکنه

سلام نمیدونم چجوری حرف هامو پشت سر هم بگم پس نکته به نکته میگم
از مهری وسید و پورپدر وبقیه بچه ها که این مدت خیلی باهاشون +
بد رفتار کردم رسما معذرت میخوام
هیچ چیز قشنگ تر از این نیست که خواننده ی محبوبت برای امام محبوبت بخونه +
+ انصافا این آقای فریدون خیلی خشکل میخونه ها مخصوصا آهنگ آخرش با آقای تهی
+ از عکس بالای وبلاگ خسته شدم عوضش کردم!
+ خداحافظی در اوج!!! قشنگ ترین واژه درمورد دوران دانشجوییم هست
سیر صعودی معدل منو کشت!
احتمالا اگه همین جوری ادامه میدادم نخبه میشدم!
+وقتی اومدم وبلاگ آمار وبم خیلی خشکل شده بود،از این لحظه تاریکی عکس گرفتم!
+ در این روزهای بد بیشتر از همیشه دوستت دارم، زیرا
تنها همدمم صدای زخمی توست
نمی دونم چجوری بگم
ولی عجیب وخیلی بیشتر از قبل برام با ارزش و قابل احترام شدی!عجیب!عجیب!عجیب!

پ.ن:فقط اینارو نوشتم که بگم هنوز هستم!
با صداقت میگم از اینکه پست قبلی رو گذاشتم پشیمونم و میدونم کار درستی نبود غر زدن
و با صداقت میگم که این پست رو فقط میذارم که قبلی رو فراموش کنیم
................................
انتظار و دوری و دلتنگی قشنگه وقتی میدونی زود برمیگرده
وقتی میاد و میبینی لاغر و ضعیف شده ناراحت میشی ولی هنوز شاد و شیطون هست
کلی مسخره بازی درمیاره و اذیتت میکنه و میخندید!
وقتی هست آرامش داری
پس این انتظار و دوری و دلتنگی خیلی قشنگه
وقتی دوباره وقت رفتن میرسه...وقتی آخرین لحظه یهویی یه عالمه مهربون میشه
و دیگه مسخره بازی در نمیاره و با یه لبخند فوق العاده زیبا نگات میکنه
محکم بغلش میکنی و خداحافظی میکنید,خیلی دلت میگیره
ولی قشنگه چون باز زود برمیگرده
وقتی آخرین لحظه برمیگرده دوباره خداحافظی میکنه میفهمی که
دلش نمیخواد بره ولی مجبوره
سخته ولی قشنگه,زود برمیگرده دوباره

اردیبهشت
خرداد
تیر
مرداد
شهریور
مهر
آبان
آذر
دی...
همین
1... 2... 3... 4... 5... 6... 7... 8... 9...همین
نمیدونم یه مشکل روچند وقت باید تو وجودت نگه داری تا وقتش برسه و ازش فارغ بشی
یه زایمان طبیعی!
البته به دلیل تمام شدن آستانه تحمل خیلی خطرناکه
شاید تو یا مشکلت یا هردوتون بمیرید
ولی مهم نیست فقط بذار خلاص بشم!
.........................................
پ.ن: داشتن یه مشکل بزرگ بهتره یا داشتن یه عالمه مشکلات کوچیک؟؟؟
من فکر می کنم اون کوچیک هارو میشه راحت تر تحمل کرد و یکی یکی حلشون کرد
میشه چند سال یه عالمه مشکل کوچیک داشته باشی و یه عالمه انرژی مثبت هم باشی
میشه باهاشون شاد بود میشه امید داشت میشه خندید میشه اصلا بهشون فکر نکرد
ولی داشتن یه مشکل بزرگ دقیقا برعکس هست
تنها نکته مثبتش این هست که میشه به صورت دسته جمعی همه مشکلات کوچیکت رو
به همراه همه زیبایی های دنیا و امید و انرژی مثبت و لبخند باهم فراموش کنی!